یه ترانه ساده واسه...


شبیه یه شعره

به آخر رسیدم

که مصراع به مصراع

ردیفی ندیدم


به آخر رسیدم

پُره استعاره

از عشقی که تکرار

نمیشه دوباره


نه ایهامی از تو

نه حرفی که شاید

به معنی بشینه

بدون ِ نباید!


به آخر رسوندی

منو شاعره من

تو میری میمونه

بیت ِ آااخره من


میمونم رو کاغذ

نکردی تمومم

به آخر رسیدم

ولی ناتمومم


تو شاعر نبودی

منو بازی دادی

یه آرایه احساس

که یادم ندادی


یه عمره میدونم

یه عمره که رفتی

پشیمون نمیشم 

ازینکه یه وقتی...



پشیمون نمیشم

ازینکه یه وقتی

برای همیشه 

ببینم که رفتی

(بهاره خدابنده 92)


و اما یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.

سنم به قامت ِ  

 سال های سخت قد نمیدهد

  روز های مرگ

  روز های خاک

  روز های خون

  روز های جنگ

 تنها همین قدر میدانم که

 خرم شهر هنوز خونین است...

 هنوز نخل های سبز را

 با منطقی بی منطق

 قطع میکنند.

(بهاره خدابنده)


سراپا اگر زردو پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان ِ خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

(قیصر امین پور)


.......................................................................................................................

پ.ن:این خط بعدا اضافه شد:امروز پنجم خرداد.تولد وبلاگم مبارک :(

تولد وبلاگمم مثل تولدای خودم میمونه...تو غربت و فراموشی.