چتر ِ آبی
خواستم بگم دوستان خوبم از همتون ممنونم که بیادم بودید و حالمو پرسیدید تو این مدت.درسته اینجا یه فضای مجازیه و شاید خیلیاتونو حتی از نزدیک هم ندیده باشم اما باور کنید این انرژی محبتتون از کیلومتر ها دورتر از اینجا با سرعتی معادل سرعت نور بهم میرسه و دلگرمم میکنه.باور کنید.
حال و روزم تو این مدت خوب نبود.فرازو نشیبی تو جریان زندگیم داشتم که نمیدونم چه جوری این قایق زندگیمو تونستم از رو موجای وحشتناک و کشنده ی اقیانوس این دنیا عبور بدم...گرچه آب تو قایقم اومد...بادبان قایقمم شکست اما من نشکستم.هنوز هستم.نفس میکشم.
واسه همین شاعر میگه:من از پایان شروع کردم/من از مغرب طلوع کردم.
هر ذره ای که بینی بیهوده نیست در دهر چون نیست کار یزدان بیهوده آفریدن(مولانا)
شب
پلک ِ تمام خیابان های شهر بسته میشود
کوچه ها یی که تا ظهر سمفونی ِ روزمرگی شان براه بود
شب را طوری خوابیده اند که انگار
فراموش کرده اند صبح ِ فردا
روز و روزی شان از نو تکرار خواهد شد
مثل دیروز مثل هر روز
شب خاصیت عجیبی دارد
تمام ِ شب را با پلک های نیمه باز میخوابم
نیمی درد...نیمی امید
چشم کوچه های دلتنگی خیس میشود
و من تا صبح پلک روی هم نمیگذارم
تا هر شب باران ببارد
چون تو را زیر چتر آبی ِ روز
گم کرده ام.
(بهاره خدابنده)
جمله انتخابی این پست:
نوعی طلاق پنهان بین آن ها رخ داده بود،به ظاهر زیر یک سقف بودند اما در واقع دو مجرد بودند که اسمشان در شناسنامه ی همدیگر نوشته شده بود(از کتاب یک یکی.ایلیا "م")
دوستت دارم هایم را نشمار
عشق را معامله نمیکنند
هر وقت دوستم داری میتوانی بگویی :دوستت دارم
نه به ازای هر دوستت دارمی که من میگویم.
(بهاره خدابنده)
بیت های انتخابی این پست:
قد خمیده ی ما سهلت نماید اما بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
حافظ شیرازی چه تعبیر زیبایی در این بیت بکار برده از تشبیه قد خمیده به کمان و ...
گرچه پنهان خار در آب است پست چون که در تو میخلد دانی که هست
مولانا
من