ناخواسته ترین اتفاقی که تو زندگی یه نفر میتونه بیفته همین تولده.تولد ِخودش.شاید اگه تولد آدما دست ِ خودشون بود و به اختیار خودشون،بعضیا هیچ وقت دلشون نمیخواست به دنیا بیان...بعضیام شاید دوس داشتن هزااار باره دیگه م به دنیا بیان.اما چه فرقی میکنه؟آدم تا وقتی به این دنیا نیومده و اینجارو ندیده با همه خوبیا و بدیای این دنیا چه طوری میتونه انتخاب کنه اومدن و نیومدنشو؟
پس خوب یاد بد بنظر رسیدن این دنیا بستگی به خودمون داره.اینکه چه طور نگاهش کنیم.میشه طوری زندگی کنیم که اگه تصور کنیم که اختیار دنیا اومدنمونم دست خودمون بود اون وقت هم باز تولد رو انتخاب میکردیم.
به هر حال بقول احمد عزیز:
انسان زاده شدن ِ تجسّد ِ وظیفه بود
توان دوست داشتن و دوست داشته شدن
توان شنفتن،توان دیدن و گفتن،توان اندُهگین شدن و شادمان شدن
توان خندیدن به وسعت دل،توان گریستن از سویدای جان
توان گردن به غرور بر افراشتن در ارتفاع ِ شکوه ناک ِ فروتنی
توان ِ جلیل ِ به دوش بردن بار امانت
و توان غم ناک ِ تحمل تنهایی
تنهایی،تنهایی،تنهایی عریان
انسان دشواری وظیفه است(احمد شاملو)
اینک
در آغاز ِ ماه ِ گرم
عطارد
مونس ِخورشید
و این ساحل که بسان خرچنگانش
سخت در انتظار ِ موجی نشسته ست
و با هر تلالو سیماب گونه از
ماهتابی نقره فام
اوج میگیرد
پاهایم
سالگرد ِ ردش را
در این ساحل
تیر میکشد
مرهمی از دریای عشق
ماهتاب ِ امید
و
ایثار ِ خورشید
در این ساحل
تیر میکشد.(بهاره خدابنده)
بیست و دو ساله شدم
ساعتت را نگاه کن امشب
پای هر عقربه ای بی خوابم
سر ِ هر ثانیه تنگ است دلم
آه من بی تابم
دُم ِ هر عقربه ای نیشی تلخ
میخورد تااااب
هر ثانیه این...
پاندول ِ دلتنگی
لمس کن ذهن ِ مرا
با تنم میجنگی؟
با خودم میرقصم
رقص تا سقف ِجنون
رقص چون ساحر ِ افیون زده ای
با هزاران افسون
لکه ای هفتاد رنگ از یادت
روی بوم ِ قلبم میپاشم
روی عریانی اندام ِ در و دیوارِِ
شهوت انگیز ِ اتاقم
به تنم میپاشم
ناگهان می ایستد
نبض ِ شاعر صفتم
بی آهنگ
خاطراتت دارد دور ِ سرم میچرخد
چرخ
چرخ
چرخ ِ کبود
یکی بود و یکی بود
من امشب
سر ِ یک ساعت شرعی
تا وقت سحر
پا به دنیای تو خواهم گذاشت
مادرم جیغ کشید
قبل از آمدنم
شمع هایم فوت شد
(من یه دنیا غم و اندوه روحامله ام
سقط کن دنیامو)*
مرگ
مرگ
مرگ ِ کبود
یکی بود و یکی بود
ساعتت را نگاه کن جانم
وقت دلتنگی تو نیست هنوز؟(بهاره خدابنده)
*:تغییر زبان عمدی بود.
شاعرایی که زیاد با شعراشون خاطره دارم
فروغ فرخزاد/حافظ/خیام/نجمه زارع/احمد شاملو/رابیندرانات تاگور/قیصر امین پور/اردلان سرفراز/ایرج جنتی عطایی/سید مهدی موسوی
فیلمای ایرانی خاطره انگیز برام
اینجا بدون من/داش آکل/پله ی آخر/بچه های آسمان/دختری با کفش های کتانی/گوزن ها/ضیافت/مادر/سنتوری/ کنعان/هامون/میم مثل مادر/شهر زیبا/حکم/جرم/حوض نقاشی/حس پنهان/چهارشنبه سوری/درباره الی/آتش بس/دلشکسته/گل های داودی/زندگی با چشمان بسته/لیلی با من است/باران/سن پترزبورگ/توکیو بدون توقف/گربه های ایرانی/تهران طهران/گشت ارشاد
خواننده هایی که با صداشون خاطره دارم
ابی(ابراهیم حامدی)/ناصر عبداللهی/فائقه آتشین(گوگوش)/سیاوش قمیشی/رضا یزدانی/محسن چاوشی/نامجو
اماکن تداعی گر خاطراتم تو تهران
پارک جمشیدیه/تجریش/خیابون ولیعصر/لویزان/انقلاب/تئاتر شهر/سینما آزادی/باغ فردوس/کافه نادری/کافه گرامافون/کافه کتاب/کافه شب/برج میلاد/پارک ملت/میدون پونک/مترو فدک/فلکه دوم صادقیه/بستنی فروشی خوش مرام/رستوران دنیز/
نویسنده های نوستالژیک من
محمود دولت آبادی
صادق هدایت
دکتر علی شریعتی
پست رو با یه ترانه ی خاطره انگیز و دوس داشتنی تموم میکنم ممنون که مهمان این ضیافت بودید و ببخشیداگه این پست طولانی بود.
و اینجا متن یه ترانه خاطره انگیز برام:
خوابم یا بیدارم تو با منی با من
همراه و همسایه نزدیك تر از پیرهن
باور كنم یا نه هرم نفسهاتو
ایثار تن سوز نجیب دستاتو
خوابم یا بیدارم
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو از آفتاب نیست
بگو كه بیدارم
بگو كه رویا نیست
بگو كه بعد از این
جدایی با ما نیست
اگه این فقط یه خوابه تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم كه با تنزخمی اسیره
عاشق مرگه كه شاید توی دست تو بمیره
خوابم یا بیدارم ای اومده از خواب
آغوشتو وا كن قلب منو در یاب
برای خواب من ای بهترین تعبیر
با من مدارا كن ای عشق دامنگیر
من بی تو اندوه سرد زمستونم
پرنده ای زخمی اسیر بارونم
ای مثل من عاشق همتای من محجوب
بمون ، بمون با من ای بهترین ای خوبش
خوابم یا بیدارم تو با منی با من
همراه و همسایه نزدیك تر از پیرهن
باور كنم یا نه هرم نفسهاتو
ایثار تن سوز نجیب دستاتو
خوابم یا بیدارم
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو از آفتاب نیست
بگو كه بیدارم
بگو كه رویا نیست
بگو كه بعد از این
جدایی با ما نیست